From 14b952c85a0d1f401815b95a5dae8a1831a27627 Mon Sep 17 00:00:00 2001 From: felfel Date: Thu, 2 Apr 2026 05:42:03 +0000 Subject: [PATCH] =?UTF-8?q?Add=20=D9=85=D8=A7=D9=86=DB=8C=D9=81=D8=B3?= =?UTF-8?q?=D8=AA=20=D9=87=DA=A9=D8=B1?= MIME-Version: 1.0 Content-Type: text/plain; charset=UTF-8 Content-Transfer-Encoding: 8bit --- ...8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%87%DA%A9%D8%B1.md | 90 +++++++++++++++++++ 1 file changed, 90 insertions(+) create mode 100644 %D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%87%DA%A9%D8%B1.md diff --git a/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%87%DA%A9%D8%B1.md b/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%87%DA%A9%D8%B1.md new file mode 100644 index 0000000..127ce3b --- /dev/null +++ b/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%87%DA%A9%D8%B1.md @@ -0,0 +1,90 @@ +# مانیفست هکر + +امروز یکی دیگر هم دستگیر شد؛ همهٔ روزنامه‌ها درباره‌اش می‌نویسند. +«نوجوانی در رسوایی جرم رایانه‌ای دستگیر شد»، «هکری پس از دستکاری بانک بازداشت شد»… + +لعنت به این بچه‌ها. همه‌شان مثل هم‌اند. + +اما آیا شما، با آن روان‌شناسی شیک و کراواتی و ذهن تکنولوژیکِ جا مانده از دههٔ ۵۰، تا به حال پشت چشم‌های یک هکر را نگاه کرده‌اید؟ +تا به حال فکر کرده‌اید چه چیزی او را به حرکت درمی‌آورد؟ چه نیروهایی او را شکل داده‌اند؟ چه چیزهایی او را ساخته‌اند؟ + +**من یک هکر هستم. وارد دنیای من شوید…** + +دنیای من از مدرسه شروع می‌شود… +من از بیشتر بچه‌های دیگر باهوش‌ترم، اما این چیزهایی که به ما درس می‌دهند حوصله‌ام را سر می‌برد… + +لعنت به این شاگرد تنبل. همه‌شان مثل هم‌اند. + +من در راهنمایی یا دبیرستان هستم. برای پانزدهمین بار به معلمی گوش داده‌ام که توضیح می‌دهد چطور یک کسر را ساده کنیم. من آن را می‌فهمم. +«نه خانم اسمیت، راه‌حل را ننوشتم. در ذهنم حلش کردم…» + +لعنت به این بچه. حتماً از روی یکی دیگر کپی کرده. همه‌شان مثل هم‌اند. + +امروز یک کشف کردم. یک کامپیوتر پیدا کردم. + +صبر کن… این فوق‌العاده است. +این کاری را که من می‌خواهم انجام می‌دهد. +اگر اشتباهی بکند، به این خاطر است که من اشتباه کرده‌ام… +نه به این خاطر که از من خوشش نمی‌آید… + +یا از من می‌ترسد… +یا فکر می‌کند من آدم گستاخی هستم… +یا از تدریس بدش می‌آید و اصلاً نباید اینجا باشد… + +لعنت به این بچه. تمام کاری که می‌کند بازی کردن است. همه‌شان مثل هم‌اند. + +و بعد آن اتفاق افتاد… +دری به سوی یک دنیا باز شد… +در میان خط تلفن می‌دوید، مثل هروئین در رگ‌های یک معتاد؛ +یک پالس الکترونیکی فرستاده می‌شود، +پناهگاهی از ناتوانی‌های روزمره پیدا می‌شود… +یک بُرد پیدا می‌شود. + +> «همین است… اینجا جایی است که من به آن تعلق دارم…» + +من همهٔ اینجا را می‌شناسم… +حتی اگر هرگز آن‌ها را ملاقات نکرده باشم، +هرگز با آن‌ها حرف نزده باشم، +و شاید هرگز دوباره از آن‌ها نشنوم… +من همهٔ شما را می‌شناسم… + +لعنت به این بچه. دوباره خط تلفن را اشغال کرده. همه‌شان مثل هم‌اند. + +کاملاً درست است… ما همه شبیه هم هستیم… + +در مدرسه به ما غذای بچه‌گانه داده‌اند در حالی که ما گرسنهٔ استیک بودیم. +تکه‌های گوشتی که گاهی به ما می‌دادید از قبل جویده شده و بی‌مزه بود. +یا زیر سلطهٔ آدم‌های سادیست بوده‌ایم، یا توسط آدم‌های بی‌تفاوت نادیده گرفته شده‌ایم. + +آن چند نفری که واقعاً چیزی برای آموزش داشتند ما را شاگردانی مشتاق یافتند، +اما آن‌ها مثل قطره‌های آب در بیابان بودند. + +این حالا دنیای ماست… +دنیای الکترون و سوئیچ، +زیباییِ نرخ انتقال داده. + +ما از سرویسی استفاده می‌کنیم که از قبل وجود دارد، +بدون اینکه برای چیزی که اگر به دست شکم‌پرستانِ سودجو اداره نمی‌شد می‌توانست بسیار ارزان باشد پول بدهیم، +و شما ما را مجرم می‌نامید. + +ما کاوش می‌کنیم… و شما ما را مجرم می‌نامید. +ما به دنبال دانش می‌گردیم… و شما ما را مجرم می‌نامید. +ما بدون رنگ پوست، بدون ملیت، بدون تعصب مذهبی وجود داریم… و شما ما را مجرم می‌نامید. + +شما بمب اتم می‌سازید، +جنگ به راه می‌اندازید، +قتل می‌کنید، تقلب می‌کنید و به ما دروغ می‌گویید +و سعی می‌کنید ما را قانع کنید که همهٔ این‌ها به نفع خود ماست، +اما ما مجرم هستیم. + +**بله، من یک مجرم هستم.** + +جرم من کنجکاوی است. +جرم من این است که مردم را بر اساس آنچه می‌گویند و فکر می‌کنند قضاوت می‌کنم، نه بر اساس ظاهرشان. +جرم من این است که از شما باهوش‌ترم؛ چیزی که هرگز مرا به خاطرش نخواهید بخشید. + +**من یک هکر هستم، و این مانیفست من است.** + +شما می‌توانید این فرد را متوقف کنید، +اما نمی‌توانید همهٔ ما را متوقف کنید… +در نهایت، همهٔ ما شبیه هم هستیم.