Add مانیفست هکر
@@ -0,0 +1,90 @@
|
||||
# مانیفست هکر
|
||||
|
||||
امروز یکی دیگر هم دستگیر شد؛ همهٔ روزنامهها دربارهاش مینویسند.
|
||||
«نوجوانی در رسوایی جرم رایانهای دستگیر شد»، «هکری پس از دستکاری بانک بازداشت شد»…
|
||||
|
||||
لعنت به این بچهها. همهشان مثل هماند.
|
||||
|
||||
اما آیا شما، با آن روانشناسی شیک و کراواتی و ذهن تکنولوژیکِ جا مانده از دههٔ ۵۰، تا به حال پشت چشمهای یک هکر را نگاه کردهاید؟
|
||||
تا به حال فکر کردهاید چه چیزی او را به حرکت درمیآورد؟ چه نیروهایی او را شکل دادهاند؟ چه چیزهایی او را ساختهاند؟
|
||||
|
||||
**من یک هکر هستم. وارد دنیای من شوید…**
|
||||
|
||||
دنیای من از مدرسه شروع میشود…
|
||||
من از بیشتر بچههای دیگر باهوشترم، اما این چیزهایی که به ما درس میدهند حوصلهام را سر میبرد…
|
||||
|
||||
لعنت به این شاگرد تنبل. همهشان مثل هماند.
|
||||
|
||||
من در راهنمایی یا دبیرستان هستم. برای پانزدهمین بار به معلمی گوش دادهام که توضیح میدهد چطور یک کسر را ساده کنیم. من آن را میفهمم.
|
||||
«نه خانم اسمیت، راهحل را ننوشتم. در ذهنم حلش کردم…»
|
||||
|
||||
لعنت به این بچه. حتماً از روی یکی دیگر کپی کرده. همهشان مثل هماند.
|
||||
|
||||
امروز یک کشف کردم. یک کامپیوتر پیدا کردم.
|
||||
|
||||
صبر کن… این فوقالعاده است.
|
||||
این کاری را که من میخواهم انجام میدهد.
|
||||
اگر اشتباهی بکند، به این خاطر است که من اشتباه کردهام…
|
||||
نه به این خاطر که از من خوشش نمیآید…
|
||||
|
||||
یا از من میترسد…
|
||||
یا فکر میکند من آدم گستاخی هستم…
|
||||
یا از تدریس بدش میآید و اصلاً نباید اینجا باشد…
|
||||
|
||||
لعنت به این بچه. تمام کاری که میکند بازی کردن است. همهشان مثل هماند.
|
||||
|
||||
و بعد آن اتفاق افتاد…
|
||||
دری به سوی یک دنیا باز شد…
|
||||
در میان خط تلفن میدوید، مثل هروئین در رگهای یک معتاد؛
|
||||
یک پالس الکترونیکی فرستاده میشود،
|
||||
پناهگاهی از ناتوانیهای روزمره پیدا میشود…
|
||||
یک بُرد پیدا میشود.
|
||||
|
||||
> «همین است… اینجا جایی است که من به آن تعلق دارم…»
|
||||
|
||||
من همهٔ اینجا را میشناسم…
|
||||
حتی اگر هرگز آنها را ملاقات نکرده باشم،
|
||||
هرگز با آنها حرف نزده باشم،
|
||||
و شاید هرگز دوباره از آنها نشنوم…
|
||||
من همهٔ شما را میشناسم…
|
||||
|
||||
لعنت به این بچه. دوباره خط تلفن را اشغال کرده. همهشان مثل هماند.
|
||||
|
||||
کاملاً درست است… ما همه شبیه هم هستیم…
|
||||
|
||||
در مدرسه به ما غذای بچهگانه دادهاند در حالی که ما گرسنهٔ استیک بودیم.
|
||||
تکههای گوشتی که گاهی به ما میدادید از قبل جویده شده و بیمزه بود.
|
||||
یا زیر سلطهٔ آدمهای سادیست بودهایم، یا توسط آدمهای بیتفاوت نادیده گرفته شدهایم.
|
||||
|
||||
آن چند نفری که واقعاً چیزی برای آموزش داشتند ما را شاگردانی مشتاق یافتند،
|
||||
اما آنها مثل قطرههای آب در بیابان بودند.
|
||||
|
||||
این حالا دنیای ماست…
|
||||
دنیای الکترون و سوئیچ،
|
||||
زیباییِ نرخ انتقال داده.
|
||||
|
||||
ما از سرویسی استفاده میکنیم که از قبل وجود دارد،
|
||||
بدون اینکه برای چیزی که اگر به دست شکمپرستانِ سودجو اداره نمیشد میتوانست بسیار ارزان باشد پول بدهیم،
|
||||
و شما ما را مجرم مینامید.
|
||||
|
||||
ما کاوش میکنیم… و شما ما را مجرم مینامید.
|
||||
ما به دنبال دانش میگردیم… و شما ما را مجرم مینامید.
|
||||
ما بدون رنگ پوست، بدون ملیت، بدون تعصب مذهبی وجود داریم… و شما ما را مجرم مینامید.
|
||||
|
||||
شما بمب اتم میسازید،
|
||||
جنگ به راه میاندازید،
|
||||
قتل میکنید، تقلب میکنید و به ما دروغ میگویید
|
||||
و سعی میکنید ما را قانع کنید که همهٔ اینها به نفع خود ماست،
|
||||
اما ما مجرم هستیم.
|
||||
|
||||
**بله، من یک مجرم هستم.**
|
||||
|
||||
جرم من کنجکاوی است.
|
||||
جرم من این است که مردم را بر اساس آنچه میگویند و فکر میکنند قضاوت میکنم، نه بر اساس ظاهرشان.
|
||||
جرم من این است که از شما باهوشترم؛ چیزی که هرگز مرا به خاطرش نخواهید بخشید.
|
||||
|
||||
**من یک هکر هستم، و این مانیفست من است.**
|
||||
|
||||
شما میتوانید این فرد را متوقف کنید،
|
||||
اما نمیتوانید همهٔ ما را متوقف کنید…
|
||||
در نهایت، همهٔ ما شبیه هم هستیم.
|
||||
Reference in New Issue
Block a user